اطلاعات به درد نخور..

یه چیز به درد نخور کشف کردم: 

فکر‌کنم برایان تریسی قبل از انتخاب اسم اون‌کتاب (بی خود) قورباغه ات را قورت بده این قسمت از کتاب حکمت شادان رو خونده: 🧐

 

آیا شکایت داری که چیزی مطابق سلیقه ات نمی‌یابی؟

پس اینها، افکار عجیب و غریب و کهنه تو بودند؟

می‌بینم که ناسزا می‌گویی، هیاهو می‌کنی و تف می‌اندازی.

من از این کارها خسته شده ام، قلبم می شکند.

گوش کن دوست من، آزادانه تصمیم بگیر.

یک قورباغه کاملا کوچک را، بدون نگریستن، ناگهان قورت بده.

تاثیر این دارو برای سوء هاضمه بسیار عالی است.. (ص۳۹/ حکمت شادان)

🚬

بقیه ش اتفاق نیفتاد!

تنها چیزی که منتظرش بودم و اتفاق افتاد، کدِ تخفیفِ ۶۰ درصدیِ اشتراک بی نهایتِ طاقچه بود که اونم موقع ثبت، ظرفیتش تکمیل شده بود..

هعی.

هعییی..

 

ولی قرار بود فقط عصر جمعه دل‌گیر باشه..

هیچ..

ادامه نوشته

ولی لعنت به جبر جغرافيايي..

نپرسید چرا؟ :(

 

+ خانمه داره با بچه هاش حرف می‌زنه میگه غر ممنوع! مگه بهتون نگفتم نیاید؟! حالا که اومدید حق اعتراض ندارید. گفته باشم.. 

+ همیشه تو فکرم بود روزی برای پایان نامه ارشدم یا مقاله ای چیزی یک مطالعه موردی توی بی آری تی انجام بدم. چه جالب انگیزه...این در حالیه که نمی‌دونم این همه جبر اجازه ادامه می‌ده یا نه.. ولی خب من که می‌خونم.

 

بعدا نوشت: قرار شد خانمه آخرش بچه ها رو ببره خونه ادب کنه.👀

عذرخواهی

 [ آدم‌هایی که قادر به عذرخواهی نیستند، اغلب آنچنان به‌شدت احساس کم‌ارزشی می‌کنند که ایگوهای شکننده‌شان نمی‌تواند ضربۀ ناشی از پذیرش اینکه اشتباه کرده‌اند را هضم کند. پس سازوکار دفاعیشان، گاهی به طور ناخودآگاه، وارد عمل می‌شود و شاید تقصیر را به گردن عوامل بیرونی بیندازند یا حتی واقعیت‌های بدیهی را زیر سؤال ببرند تا از تهدید اینکه با عذرخواهی خودشان را کوچک کنند، بگریزند.                                                                                                      آدم‌هایی که اهل عذرخواهی نیستند با مقصردانستن شرایط، انکار حقایق یا حمله به طرف مقابل یا افراد دیگر، بیش از پیش به اشتباهشان می‌چسبند و به این ترتیب می‌توانند به جای حس بی‌ارزشی، احساس توانمندی کنند...  به این ترتیب اگر آدمی که اهل عذرخواهی نیست، در تماس نزدیک با شماست، می‌توانید سراغ استفاده از همدلی و شفقتتان بروید. به خودتان یادآوری کنید که زیر این ظاهر بیرونی که بسیار کله‌شق به نظر می‌رسد، آن‌ها به‌شدت آسیب‌پذیرند...                  جان کلام این است: همگی لحظاتی را تجربه می‌کنیم که حاضر به تصدیق اشتباهمان نیستیم. اما وقتی شخصی هرگز مسئولیت اشتباهش را قبول نمی‌کند و عادت به عذرخواهی ندارد، نشانۀ این است که او فردی با ایگوی شکننده است و خود را ضعیف می‌پندارد.]

+مجله ترجمان/بعضی ها حاضرند بمیرند ولی عذرخواهی نکنند/ گای وینچ.

مثبت و اینا

میگم این فاز روشنفکری چیه هر چی می‌شه می‌گن مثبت فکر کن؟!
یعنی چی آخه..؟!

کار اشتباه، حرف اشتباه،ادعای اشتباه... اشتباهه.
مثبت فکر کردنش چیه دیگه؟!
فرضا اگه همه دانشمند‌ها و پزشک‌ها می‌خواستن مثبت فکر کنن و هرکس هر ادعایی می‌کرد رو قبول می‌کردن، چی می‌شد؟
اصل درست اینه که وقتی یک نفر ادعا می‌کنه که دستاوردی و یا دیدگاهی داره، بقیه با رویکرد انتقادی و منفی‌اندیشی بهش نگاه کنن و اون‌‌قدر اون ادعا رو آزمایش کنن تا وقتی که نشه ردش کرد.

چه خبرتونه‌؟

درونگرایی!

نمی‌دونم چی شد اون شب داشتم در مورد خودم و شرایطم با یک آدمی حرف میزدم و می‌گفتم من یک درونگرایی هستم که دیگه شورش رو تو این قضیه درآورده.

و همیشه یکی از ترسناک ترین احساساتی که دارم ترس از «حوصله سر بر» بودنه. حتی توی مجالس رقص و شادی و تولد و دورهمی های دوستانه که یه عالمه آدم شلوغ پلوغ و برونگرا توش هستند.. ازینکه نکنه اونها حوصله شون از من سر بره نگرانم. و از اینکه حرف مشترک یا حس مشترکی باهاشون ندارم گاهی از رفتن پشیمون می‌شم و نمیرم..

با این تصور که برم که چی؟!

و در عین حال هی میگم چرا من شوخی هام رو با شرم و اکراه به زبون میارم؟

چرا نمی‌تونم مثل بقیه تو جمع این‌ور و اون‌ور برم و احساسم نسبت به هرکی غلیظ و عمیق شد بغلش کنم؟

چرا نهایت احساسات مثبت من به یک نفر فقط به نگاه مهربونه که گاهی به غم منتهی می‌شه؟

و ... کلی چراهای دیگه.

جواب خاصی که براش نداشتم.. فقط با خودم میگم نکنه یه روزی ازین هم منزوی تر و تنها تر بشم؟

و در نهایت مثل اغلب وقتایی که کار خاصی نمی‌تونم برای خودم بکنم با گفتن یک "به جهنم" دفتر ذهنمو می‌بندم.

ولی من دلم از اینا می‌خواد:

خیلی قیشنگه...

کاش یه جا ببینم برا خودم بخرم.

هیچ!

ادامه نوشته

رخ از ما تا به کی پنهان کند عید؟

از دیشب که اعلام کردن ماه رؤیت نشده و این داستانا هر جا میری با سیلی از جوک و غر و ... مواجه میشی!

ولی کسی حرفی از این اشارات قشنگ سعدی نزد: 

ریاضت بگذرد سختی سر آید

پس از دشواری آسانیست ناچار

ولیکن آدمی را صبر باید

رخ از ما تا به کی پنهان کند عید

هلال آنک به ابرو می‌نماید...

:)

ماهِ من! طایفه‌ی روزه‌بگیران چه‌کنند؟

شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی...

*مهدی فرجی

 

پ،ن: چون‌که شب عید نیست..

از رنجی که می بریم!

امروز توی بی آر تی خانمی رو دیدم که دو تا بچه کوچک همراهش بود و از قیافه ش متوجه شدم بارداره..

خب طبیعتا کنترل دوتا بچه ی کوچیک توی خیابون، بی آر تی، پله برقی و... توی اون شلوغی، با اون شرایط فیزیکی سخته.. 

حوصلم نمیکشه بگم چه جور باهاش رفتار کردن. ولی کاش اگه کمک نمی‌کنیم به کسی، با حرفامون، با نگاهمون، با مسخره کردنمون باعث حال بدش و حتی طرد شدنش نشیم.

چه‌قدر آدمی زاد میتونه چیپ و بی‌معنی باشه گاهی!

دعای قشنگی کرد..

گفت: امیدوارم خیری که در غمت پنهان شده به زودی عیان بشه.

تغییر اسم ناشی از جهل و تمسخر

ویکتوریا پرینسویل، تو قسمتی از نوشته ای درباره اسم گذاری‌ها که اخیرا توسط مجله ترجمان چاپ و ترجمه شده، معتقده که: 

تغییر نام همیشه هم بی‌دردسر نیست. چه معنی می‌دهد اسم کسی را در جامعه، بدون موافقت خودش یا حتی اطلاع قبلی، تغییر دهند؟ مثلاً تندیوِی را بکنند تندی فقط به این خاطر که پذیرفتنی‌تر است؟ وقتی دیگران نام کسی را، از روی ناتوانیِ ناشی از تنبلی یا جهلِ ناشی از راحت‌طلبی، تغییر می‌دهند درواقع آن فرد با زبانِ بی‌فکرِ غریبه‌ها تغییر داده شده است..

پ،ن: در اکثر موارد این تغییر در جهت تحقیر و مسخره کردن آدم‌هاست..  پیش از اینها قرآن کریم هر رفتار تمسخر آمیز رو به شدت نهی کرده و اون رو به عنوان ظلم و ستم در حق دیگران مورد توبیخ و تهدید قرار داده..

+ یا ایهَا الَّذینَ امَنُوا لا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی انْ یکونُوا خَیرا مِنْهُم وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی انْ یکنَّ خَیرا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَکمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالالْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الایمانِ وَ مَنْ لَمْ یتُبْ فَاولئِک هُمُ الظّالِمُونَ. (حجرات/11)..

قشنگی ها..

داشتم به قشنگیای زندگی فکر می‌کردم ناتانائیل:

قشنگی یعنی مادری که اگه بفهمه مشکلی داری تمام کائنات رو مامور میکنه تا حال تو خوب باشه.

قشنگی یعنی دوست داشتن رو از تو چشمای پدرت بخونی. ( چشماش خیلی قشنگه ناتانائیل.. ولی این اصلا قشنگ نیست که چشمای من شبیه اون نیست.) 

قشنگی یعنی آدمایی که برات کاری می کنند، بدون این‌که ازشون خواسته باشی...

یعنی وقتی رفیقی که کمتر همدیگه رو می بینیم، راهش رو دور می کنه تا بیشتر با هم باشیم... ( البته من‌که تجربه نکردم ولی دیدم دست مردم)

یعنی اون راننده ای که تو خیابون شلوغ می‌ایسته و اشاره می‌کنه تا تو از خیابون رد بشی.

یعنی اون غریبه ای که در آسانسور رو برات باز نگه می داره تا تو برسی.

قشنگی یعنی آدم خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می‌خره، فردا صبحش تنش میکنه. 

قشنگی یعنی یهویی بهت زنگ بزنن بگن پاشو بذار فلان شبکه برنامه مورد علاقه‌ت داره پخش می‌شه. 

قشنگی یعنی حساسیت و گیر دادن از روی دوست داشتن.

قشنگی یعنی کارمندی که کاملا متین و باحوصله و منظم کارش رو انجام میده و همچین درست و حسابی بهت می‌فهمونه که باید چکار کنی.

قشنگی یعنی یک دکتر کاملا وظیفه شناس و بااخلاق که از حرف زدن باهاش معذب نمیشی!

قشنگی یعنی کسی که بهش فکر نمی‌کنی، یک‌هویی پیام بده بگه یاد تو افتادم.

قشنگی یعنی سر و صدا و همهمه پرنده ها روی درخت پر از شکوفه..

 

بازم بگم یا فهمیدی دنیا هنوز قشنگیاشو داره؟؟

کین خواهی در شاهنامه:

خب حقیقت اینه که کین خواهی در ذات حماسه ی ایرانی هاست. و به طور کلی در تمامی داستان های شاهنامه، قهرمان های داستان در رویارویی با دشمن های تهدید کننده به هیچ وجه کوتاه نمی‌آن...

البته توی همه ی داستان های شاهنامه یورش و تخم کین کاشتن از سوی دشمن(جبهه بدی) آغاز می شه. و مقابله با اون پسندیده س‌.

و بر خلاف اون هر وقت که در اردوگاه خودی به بهانه ی خون‌خواهی جنگی در می‌گیره بسیار درد آور و تاسفناکه. یعنی که در فحوای سخن فردوسی از در کین وارد شدن نه از بهر خودی که برای دشمن هاست و پیروزی بر اونها افتخار آفرینه.

حالا با این وجود مقابله و خون خواهی در مقابل دشمن هم دارای یک آیین و اصوله. و همون‌جور که در ادامه می‌خونیم معلوم میشه که هر عکس‌العملی مقابل آدمای مخالف یا بهتره بگم دشمن درست نمی‌تونه باشه...

ادامه نوشته

ولی بیهوده و بی ارزش نشون دادن درد و رنجی که تحمل می کنیم توسط آدما، خیلی عذاب آور تر از خودِ درد و رنجه.

فلذا مگه سکوت چه‌شه؟ 

در باب پول!

ولی حقيقت اینه که اکثر مشکلات من، با پول حل شدنیه.

حالا هی بگید پول خوشبختی نمیاره.

 

 

بعدا نوشت: 

از اون موقع که اینو نوشتم واقعا دارم فکر می‌کنم به این اوضاعی که همه مسئله ش پوله..

+خانواده های امروزی توی تربیت فرزند سعی می‌کنند خیلی زود فرزندشون رو با معقولات سرمایه، بازار، پول، دلار، اعتبار و حتی بیت کوین و .. هر چیزی که لازمه زندگی تو اتمسفر دنیایی که همش بر پایه سرمایه س آشنا کنند.

توی همین شرایط هرچیزی که پایه سرمایه ایش قوی تر باشه مورد پسندتر و مورد اقبال تره.

اصلا برای همین اغلب اوقات، اونی که یک عمر علاقه شو دنبال کرده و کارهای عمیق و درست و حسابی انجام داده ناشناس می‌مونه و یا سرخورده میشه. چون نه سرمایه دار بوده نه پشتوانه مالی داشته.

از طرفی اکثر اونایی که علاقه شونو دنبال نکردن و کلی کار کردن برای گذر زندگی هم سرخورده شدن بعضا.

 مارکس برای همین معتقد بود مهمترین تضاد نظام سرمایه‌داری تضاد میان کار و سرمایه س، چون‌که کار ویژگی جمعی داره در حالی که سرمایه کاملا انحصاریه.

بگذریم از همش.

داشتم به تغییر این شرایط فکر می کردم (که احتمالا نشدنی هم هست. چون سرمایه داری مرکز فعل و انفعالات جهانه... نمی‌دانم!.)
طبیعتا باید اتفاقات متداول و پیوسته و حتی عجیبی رخ بده که فضای زندگی ما آدما پر بشه از چیزی و یا دغدغه ای غیر از پول! 

برای مثال نظام سرمایه‌داری تونست نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های نظام فئودالی رو ساقط کنه و جایگزین اون بشه.

حالا اگر سیطره و استیلای پول رو به افول باشه چی؟ چی می‌تونه جایگزین بشه؟

با اینکه اخیرا خیلی ها، نظام بازار، لیبرال دموکراسی و نظام سرمایه‌داری رو به عنوان رهیافت نهایی بشر عنوان کردند که تونسته تعارضات درونی‌ش رو حل کنه و حتی با عبور از بحران‌های مختلف اقتصادی و غیراقتصادی خودش رو به عنوان نسخه نجات بخش بازتعریف کنه. 

اما اعتقاد برخی هم بر اینه که نظام بازار و نظام سرمایه‌داری در نیمه دوم قرن ۲۱ به تدریج تضعیف می‌شه. اگر چه به طور کامل از بین نمی‌ره اما ماهیت‌ش رو به عنوان نظریه و الگوی مسلط از دست می‌ده.

همه رو گفتم که برسم به این سوال: 

اگر دنیای فردا، دنیای پول نباشه یا دنیای منهای پول باشه چی؟

آیا آماده ایم؟

پ،ن ۲: ممکنه بگید شاید زمانی دور چنین اتفاقی بیفته و شاید اصلا نتونیم‌ به این زودیا افول نظام سرمایه داری رو ببینیم..
پس بهتره سوالم رو این‌جوری بگم: 

آیا تونستیم یا می‌تونیم نسل بعدی رو با آموزه‌های غیر مکتب سرمایه داری تربیت و آماده کنیم؟

 و باز هم: آیا آماده ایم؟؟

من کیستم؟

سلام..

اگر فرصت کردید و دوست داشتید از پیجِ

 (https://instagram.com/direct.path?igshid=YmMyMTA2M2Y=)

اون قسمت هایلایتِ من کیستم؟ رو ببینید.

?

?are you depressed too

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی

ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی..

پ،ن: چون‌که بزرگداشت سعدیه.

چرا؟؟

ولی اگر کتابی که می‌خونیم، موزیکی که گوش می‌دیم، فیلمی که می‌بینیم، سفری که می‌ریم، تجربه ای که کسب می‌کنیم و... باعث نمی‌شه بهتر، واقع‌بین‌تر، مهربون‌تر، مصمم‌تر، آگاه‌تر، قوی‌تر، آروم‌تر، بخشنده‌تر، باتجربه‌تر، متواضع‌تر، دقیق‌تر، باملاحظه‌تر، خلاق‌تر، باادب‌تر، منطقی‌تر، قابل‌اعتمادتر، بی‌ریاتر، راستگوتر، قانونمندتر، منظم‌تر، شنونده‌تر و درنهایت انسان تر باشیم،،،، چرا اصلا براشون وقت می‌ذاریم؟

اگه قراره همون آدم قبلی بمونیم، خوردن و خوابیدن پلن بهتریه که.